Translation of "maturate" into Persian

بالیدن, پیرشدن, رسیدن are the top translations of "maturate" into Persian.

maturate verb grammar

To mature [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • بالیدن

  • پیرشدن

    verb
  • رسیدن

    verb

    Thus they promote unity and help us advance to Christian maturity.

    بدین ترتیب آنها وحدت را ترویج میدهند و ما را در رسیدن به بلوغ مسیحی یاری میکنند.

  • Less frequent translations

    • (کورک و غیره) سر باز کردن
    • رسیده شدن
    • ریم آوردن
    • سرباز کردن
    • شوخگین شدن
    • پیر شدن
    • چرک کردن
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "maturate" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "maturate" with translations into Persian

  • رسيدگي زودرس
  • سرسید جاری
  • (آدم) پخته · (انسان و جانور) بالغ · (زمین شناسی - به ویژه رودخانه ها) کم شیب · (میوه و غیره) رسیده · (وام یا اوراق بهادار و غیره) سررسید · بالغ · بالغ شدن · بالغ شدن یا کردن · بالیدن · بالیده · برنا · برومند (در برابر: نارس یا نابالغ immature) · بزرگسال · تمام و کمال · تکامل یافته · جاافتاده · جاافتاده کردن یا شدن · حساب شده · خردمندانه · رسیده به حد کمال · رسیده شدن یا کردن · سرباز کردن · سررسید شدن · سنجیده · عاقل · عاقل کردن یا شدن · قابل پرداخت · معقول · پر تجربه کردن یا شدن · پرتجربه · پیر شدن · پیرشدن · کامل · کامل کردن · گوال رود · گوالیدن · گوالیده
  • دنبل رسان · رساننده · ماده رسان
  • (زیست شناسی) زامه رسیدگی · بالیدگی · بلوغ · ترشح چرک · تولید جراحت · رسیدگی · رسیدگی (تکوین زیستی) · رشد کردن و بالغ شدن · شوخگینی · چرک آلودی · چرک کردگی
  • سر رسید · موعد مقرر
  • سررسید · سررسید – پرداخت
  • (وام و اوراق بهادار و غیره) سررسید · بالیدگی · برنایی · برومندی · بزرگسالی · بلوغ · بلوغ روانی · جاافتادگی · خردمندی · رسش · رسیدگی · سر رسید · عقل و درایت · موعد مقرر · موعد پرداخت · پختگی · کمال · گوالش · گوالیدگی
Add

Translations of "maturate" into Persian in sentences, translation memory