Translation of "maturely" into Persian

بطور رسیده یا بالغ, بطور کامل are the top translations of "maturely" into Persian.

maturely adverb grammar

In a mature manner. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • بطور رسیده یا بالغ

  • بطور کامل

    But if we go to 2029, we really have the full maturity of these trends,

    ولی اگر ما به 2029 برویم، ما بطور کامل در این روند به کمال خواهیم رسید.

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "maturely" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "maturely" with translations into Persian

  • رسيدگي زودرس
  • سرسید جاری
  • (آدم) پخته · (انسان و جانور) بالغ · (زمین شناسی - به ویژه رودخانه ها) کم شیب · (میوه و غیره) رسیده · (وام یا اوراق بهادار و غیره) سررسید · بالغ · بالغ شدن · بالغ شدن یا کردن · بالیدن · بالیده · برنا · برومند (در برابر: نارس یا نابالغ immature) · بزرگسال · تمام و کمال · تکامل یافته · جاافتاده · جاافتاده کردن یا شدن · حساب شده · خردمندانه · رسیده به حد کمال · رسیده شدن یا کردن · سرباز کردن · سررسید شدن · سنجیده · عاقل · عاقل کردن یا شدن · قابل پرداخت · معقول · پر تجربه کردن یا شدن · پرتجربه · پیر شدن · پیرشدن · کامل · کامل کردن · گوال رود · گوالیدن · گوالیده
  • دنبل رسان · رساننده · ماده رسان
  • (زیست شناسی) زامه رسیدگی · بالیدگی · بلوغ · ترشح چرک · تولید جراحت · رسیدگی · رسیدگی (تکوین زیستی) · رشد کردن و بالغ شدن · شوخگینی · چرک آلودی · چرک کردگی
  • سر رسید · موعد مقرر
  • سررسید · سررسید – پرداخت
  • (وام و اوراق بهادار و غیره) سررسید · بالیدگی · برنایی · برومندی · بزرگسالی · بلوغ · بلوغ روانی · جاافتادگی · خردمندی · رسش · رسیدگی · سر رسید · عقل و درایت · موعد مقرر · موعد پرداخت · پختگی · کمال · گوالش · گوالیدگی
Add

Translations of "maturely" into Persian in sentences, translation memory