Translation of "radically" into Persian

اساسا, بنیادگرایانه, اصولا are the top translations of "radically" into Persian.

radically adverb grammar

In a radical manner. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • اساسا

    To bust the paradigm a radically different approach is needed.

    تا پارادایم را بشکند یک رویکرد اساسا متفاوت نیز داریم

  • بنیادگرایانه

    but a radical community-building approach.

    بلکه یک روش بنیادگرایانه برای شکل گیری جوامع است.

  • اصولا

  • Less frequent translations

    • اصلا
    • از بیخ
    • از ریشه
    • به طور اساسی
    • به طور ریشه ای یا بنیادی یا بنیانی
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "radically" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "radically" with translations into Persian

  • (ریاضی) علامت رادیکال · نشان ریشه
  • رادیکال هیدروکسیل
  • (با R بزرگ) وابسته با احزاب و دستجات تندرو · (ریاضی) ریشه · (شیمی) بنیان · (گیاه شناسی) وابسته به ریشه · اساسی · اصل · اصلی · افراط گرای · افراطی · انجمن · بنیاد · بنیاد شکن · بنیادی · تندرو · دسته · رادیکال · رادیکال آزاد · رجوع شود به radical sign · ریشه · ریشه ای · ریشه برانداز · ریشه گرای · ریشه ی جبری عدد · ریشگی · شالودی · عضو دستجات تندرو · معتقد به تغییرات بنیادی · وابسته به ریشه ی واژه · واج بنیادی · گروه
  • جمع واژه ی : radix
  • متیلن
  • (شیمی - اتم یا مولکولی که لااقل دارای یک الکترون بی جفت و آزاد می باشد) بنیان آزاد · الکترون آزاد · ریشگی آزاد
  • رادیکالهای آزاد
  • واکنش افزایشی رادیکال آزاد
Add

Translations of "radically" into Persian in sentences, translation memory