Translation of "radicalize" into Persian
(به ویژه از نظر سیاسی) ریشه گرای کردن یا شدن, افراطی کردن یا شدن, بنیاد شکن کردن یا شدن are the top translations of "radicalize" into Persian.
radicalize
verb
grammar
To make radical. [..]
-
(به ویژه از نظر سیاسی) ریشه گرای کردن یا شدن
-
افراطی کردن یا شدن
-
بنیاد شکن کردن یا شدن
-
Less frequent translations
- بنیادگرای کردن یاشدن
- تندرو کردن یا شدن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "radicalize" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "radicalize" with translations into Persian
-
(ریاضی) علامت رادیکال · نشان ریشه
-
رادیکال هیدروکسیل
-
(با R بزرگ) وابسته با احزاب و دستجات تندرو · (ریاضی) ریشه · (شیمی) بنیان · (گیاه شناسی) وابسته به ریشه · اساسی · اصل · اصلی · افراط گرای · افراطی · انجمن · بنیاد · بنیاد شکن · بنیادی · تندرو · دسته · رادیکال · رادیکال آزاد · رجوع شود به radical sign · ریشه · ریشه ای · ریشه برانداز · ریشه گرای · ریشه ی جبری عدد · ریشگی · شالودی · عضو دستجات تندرو · معتقد به تغییرات بنیادی · وابسته به ریشه ی واژه · واج بنیادی · گروه
-
جمع واژه ی : radix
-
متیلن
-
(شیمی - اتم یا مولکولی که لااقل دارای یک الکترون بی جفت و آزاد می باشد) بنیان آزاد · الکترون آزاد · ریشگی آزاد
-
رادیکالهای آزاد
-
واکنش افزایشی رادیکال آزاد
Add example
Add