Translation of "shores" into Persian
ساحل, سواحل, كرانهها are the top translations of "shores" into Persian.
shores
verb
noun
Plural form of shore. [..]
-
ساحل
nounWe turn toward the shore and wave to the people.
بعد به ساحل برگشتیم و برای مردم دست تکان دادیم.
-
سواحل
nounBut I found an apprentice who was born here, whose family still live on these shores.
اما مـن دسـتیاری پیدا کردم که اینجا متولد شده بود و خانوادهاش هنوز توی این سواحل زنده ن.
-
كرانهها
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "shores" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "shores" with translations into Persian
-
(حقوق) رجوع شود به seashore · (قدیمی - محلی) گذشته و اسم مفعول : shear · (معمولا با: up) محکم کردن · (چوب ها و تیرهایی که کشتی را هنگام ساختمان یا تعمیر بر آن سوار می کنند) پادیرناو · ایراه · ایراهستان · ترساندن · خشکی (در برابر: دریا) · دریاکنار · دیرک زدن · ساحل · ساحلی · شمع زدن به · شمع کشتی · لب · پادیر زدن · پشت بنددار کردن · کران · کرانه · کرانی · کنار · کناره
-
ساحل · شمع بندی · عمل مستحکم سازی با پادیر و شمع · لب · پادیرها · پشت بندسازی (رجوع شود به shore)
-
در خشکی
-
ساحل رو به باد · کرانه ی بادگیر
-
(امریکا) کرانه ی خاوری (کرانه های شرقی خلیج چساپیک)
-
ساحل دریا
-
خوراک دریایی · شام دریایی (شامل گوشت جانوران دریایی)
-
(نیروی دریایی) مرخصی (در ساحل یا خشکی)
Add example
Add