Translation of "shoring" into Persian

ساحل, شمع بندی, عمل مستحکم سازی با پادیر و شمع are the top translations of "shoring" into Persian.

shoring verb noun grammar

Bracing used to temporarily prevent something, such as a tunnel, trench or ditch, from caving in. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • ساحل

    noun

    We turn toward the shore and wave to the people.

    بعد به ساحل برگشتیم و برای مردم دست تکان دادیم.

  • شمع بندی

  • عمل مستحکم سازی با پادیر و شمع

  • Less frequent translations

    • لب
    • پادیرها
    • پشت بندسازی (رجوع شود به shore)
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "shoring" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "shoring" with translations into Persian

  • (حقوق) رجوع شود به seashore · (قدیمی - محلی) گذشته و اسم مفعول : shear · (معمولا با: up) محکم کردن · (چوب ها و تیرهایی که کشتی را هنگام ساختمان یا تعمیر بر آن سوار می کنند) پادیرناو · ایراه · ایراهستان · ترساندن · خشکی (در برابر: دریا) · دریاکنار · دیرک زدن · ساحل · ساحلی · شمع زدن به · شمع کشتی · لب · پادیر زدن · پشت بنددار کردن · کران · کرانه · کرانی · کنار · کناره
  • در خشکی
  • ساحل رو به باد · کرانه ی بادگیر
  • (امریکا) کرانه ی خاوری (کرانه های شرقی خلیج چساپیک)
  • ساحل دریا
  • ساحل · سواحل · كرانهها
  • خوراک دریایی · شام دریایی (شامل گوشت جانوران دریایی)
  • (نیروی دریایی) مرخصی (در ساحل یا خشکی)
Add

Translations of "shoring" into Persian in sentences, translation memory