Translation of "radiator" into Persian

رادیاتور, رخشگر, (اتومبیل و موتور و غیره) سرد کن are the top translations of "radiator" into Persian.

radiator noun grammar

Anything which radiates or emits rays. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • رادیاتور

    heat-exchanging component of liquid cooled engines [..]

    And then I can't tell you how hard it is to do that radiator, which is curved.

    و من نمیتونم بهتون بگم که ساختن اون رادیاتور که بصورت منحنیه، چقدر سخته.

  • رخشگر

  • (اتومبیل و موتور و غیره) سرد کن

  • Less frequent translations

    • (فرستنده ی رادیویی) رخش افشان
    • موج فرست
    • گرما تاب
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "radiator" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Images with "radiator"

Phrases similar to "radiator" with translations into Persian

  • (فیزیک) رخشش (radiation) حاصله هنگامی که ذرات اتمی باردار (به ویژه الکترون ها) در گاز یا مایع شفاف با سرعتی حرکت می کنندکه از سرعت نور در همان گاز یا مایع بیشتر است · رخشش چرنکف
  • (از یک نقطه) منشعب شدن · (اشعه یا امواج نوری یا حرارتی بیرون دادن) تابیدن · (جانور شناسی) دارای تقارن شعاعی · (مثل شعاع های دایره) از مرکز به اطراف پراکنده شدن · (مجازی) باریدن · (محبت و شادی و غیره) تراویدن · (گیاه شناسی) دارای گل پرتوی (یا شعاعی) · تجلی کردن · درخشیدن · رجوع شود به radial · رخشا کردن یا شدن · رخشیدن · ساطع کردن یا شدن · فرتابیدن · همال پرتوی · پرافکن کردن · پرافکن کردن یا شدن · پرتوی کردن یا شدن · گل پرتوی
  • موشک ضدرادار
  • (پزشکی - بیماری ناشی از مجاورت زیاد با اشعه ی ایکس یا اتمی و غیره) بیماری برتابشی · آسيبهاي تابش · بيماري ناشی از تابش · بیماری اشعه · بیماری تابشی · خسارت تابش
  • تابش یونساز · پرتو یونی
  • تابش زمینه کیهانی
Add

Translations of "radiator" into Persian in sentences, translation memory