You may be interested in checking these words as well:

visit

Translation of "visiting" into Persian

visiting noun verb grammar

Present participle of visit. [..]

Automatic translations of "visiting" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
+ Add

"visiting" in English - Persian dictionary

Currently, we have no translations for visiting in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.

Phrases similar to "visiting" with translations into Persian

  • (امریکا) معلم سرخانه
  • (به فکر و غیره) خطور کردن · (عامیانه) گپ · (عامیانه) گپ زدن · اختلاط · اختلاط کردن · اقامت موقتی · اقامت کوتاه (به عنوان مهمان) 2 · انتقام گرفتن · بازدید · بازدید کردن · بازرسی کردن · به دیدن (کسی یا چیزی) رفتن · به سر وقت کسی رفتن · به سر کسی آمدن · به ملاقات رفتن · تحمیل کردن · تفتیش کردن · تقاص گرفتن · تلافی کردن · تندتند حرف زدن · درد دل کردن · دچار شدن یا کردن · دید و بازدید · دیدار · دیدار کردن · رفتن (به محلی) · رفتن 0 · رفتن نزد پزشک 3 · سر زدن (به) · سراغ کسی رفتن · سرکشی کردن · صحبت دوستانه · صحبت دوستانه کردن · ضربت زدن · عیادت · مبادله کردن · مسافرت 1 · ملاقات · ملاقات کردن · وراجی کردن · ویزیت · ویزیت دکتر · گپ زدن
  • دیدار · سرکشی · عیادت · مهاجرت موسمی
  • کارت ویزیت · کارت ویزیت (calling card هم می گویند)
  • (جانورشناسی) پرنده ی مهاجر · روح · شبح · عیادت کننده · ملاقات کننده · مهمان
  • دیدارپذیر · دیدنی · سزاوار دیدار · قابل ملاقات · مورد بازبینی · مورد بررسی
  • پرستار سرخانه
  • بازرس · توریست · سیاح · مهمان · گشتگر
Add

Translations of "visiting" into Persian in sentences, translation memory